عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

 

بررسی سه سال دکترین نگاه آمریکا به شرق؛

کابوس غرب آسیا در استراتژی جدید امنیت ملی آمریکا

 علی اکبرداراب کلایی

خروج آمریکا از منطقه خاورمیانه (غرب آسیا) با توجه به ظهور پدیده سیاسی- امنیتی جدیدی به نام دولت اسلامی علیه منافع آمریکا و قدرت‌های منطقه‌ای تحقق مدل مطلوب اوباما در خروج را با چالشی بنیادین مواجه ساخته است.

سال 2012 همزمان با شروع دور دوم ریاست جمهوری باراک اوباما دکترین جدیدی از سوی آمریکا مطرح شد که خیلی از ناظران آگاه از آن به عنوان دکترین تاریخی اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکایی یاد می‌کردند. دکترین "نگاه به شرق (Pivot To Asia)" در ملازمت با درک تهدیدات و تصورات از یک چین قدرتمند برای آمریکا، سبب آغاز استراتژی پیشگیری برای توقف از قدرتمند شدن چین ایجاد شد. طبیعی است که کشور آمریکا با توانایی‌هایش و استراتژی‌هایش در نظام بین‌المللی شناخته می‌شود. اگر پس از سه ساله شدن این دکترین بخواهیم نظری به آن بیندازیم، غرب آسیا (خاورمیانه) و بحران‌هایش شاخص مهمی برای ارزیابی این استراتژی به ما می‌دهد.

 


فرزندان انقلاب در جبهه مذاکره:

تیم مذاکره‌کننده سربازان انقلاب اسلامی در برابر دشمن جنایتکاری هستند که تنها راه قابل فهمشان مقاومت و ایستادگی است.
 
 پس از آنکه رهبر معظم انقلاب تیم مذاکره‌کننده را «بچّه‌های انقلاب» نامید، برداشت هایی از این تعبیر رهبر انقلاب صورت گرفت که در واقع با تطبیق خارجی آن ناقص و اشتباه به‌نظر می‌رسید.


اشاره رهبری به موضوع تیم مذاکره‌کننده در قالب «ماموران جمهوری اسلامی» و «فرزندان انقلاب» بر اساس اندیشه‌ی مقاومت و ایستادگی انقلاب اسلامی در برابر ظالم و عدم ظلم‌پذیری است. در واقع نگاه رهبری به موضوع هسته‌ای نیز بر همین اساس است و تطبیق این نگاه با واقعیت نگاه اصلی اسلام یعنی حرکت در مسیر محاسبات عقلانی است. صدور چنین نگاهی بود که توانست در غرب آسیا مقاومت اسلامی را به وجود آورد و از زیاده‌خواهی تروریست‌ها و غرب بکاهد.

برخلاف نگاه انقلاب اسلامی، غرب با نگاهی اغواگرایانه در هر حالت به دنبال نابودی مقاومت و تخریب زیرساخت‌های جهان اسلام به ویژه محور مقاومت است. ایجاد فتنه شام و حمایت از گروه‌های مختلف تروریستی در عراق و سوریه و انتشار اخبار حمایتی از این گروه توسط رسانه‌های غربی خود مؤیدی بر این ادعاست. اما غرب تنها راهبردش در برابر گفتمان انقلاب اسلامی اقدامات تروریستی نبوده و نیست. از ابتدای شکل‌گیری جریان انقلاب حمایت آمریکا از رژیم منحوس پهلوی و در نهایت تشکیل ساواک کار را به جایی رساند که بسیاری از مبارزان انقلاب در زیر شکنجه‌های این سازمان جنایتکار شهید و یا جانباز شدند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی انجام توطئه‌های مختلف و در نهایت تحمیل هشت سال جنگ تحمیلی بخشی از اقدامات اغواگرایانه ی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران بود، تا جایی که اسناد منتشر شده علناً پروژه‌ی براندازی سخت و نرم توسط آمریکا را تایید کرده و بر آن صحه می‌گذارند.

شکست غرب در تمامی این صحنه‌ها بازی جدیدی را در میدان مبارزه و براندازی انقلاب اسلامی قرار داد. این بار با لباس دفاع از بشریت و تهدید هسته‌ای ایران رسانه‌های خود را جلودار سیاستمداران قراردادند تا بدین‌وسیله افکار عمومی جهان را به موضوع اسلام هراسی و ایران هراسی معطوف سازند. غرب بارها ثابت کرده در برابر هرگونه اقدام اعتماد سازی، گام‌های بعدی را بیشتر و بلندتر برمی‌دارد تا جایی که رهبری در نطقی دقیق به این موضوع این‌چنین اشاره فرمودند: «تحریم‌ها برای کشور مشکل ایجاد کرده اما اگر دشمن شرط برداشته شدن آن‌ها را، فلان مسئله اساسی و آرمانی از جمله دست برداشتن از اسلام و استقلال و پیشرفت علمی قرار دهد قطعاً غیرت هیچ مسئولی، قبول نمی‌کند. »(۱۷/۱۰/۹۳)

همین بیان کافی است تا دانسته شود غرب برایش موضوع هسته‌ای بهانه است. همان‌طور که بارها اعلام شده پس از مسئله‌ی هسته‌ای به سراغ برنامه‌های دفاعی موشکی ایران و در نهایت اساس انقلاب اسلامی خواهند آمد تا کار را به جایی برساند که چیزی از آرمان‌های انقلاب اسلامی و استکبارستیزی در نظام جمهوری اسلامی ایران باقی نماند و ایران همچون کشورهای بی‌ثبات منطقه، به حیات خلوت غرب تیدیل شود. یقیناً این محاسبه توسط غرب با عزم ملت مسلمان و انقلابی با شکست مواجهه خواهد شد. اما در برابر ایران هراسی و مسئله هسته‌ای تیم مذاکره‌کننده باید چه کنند؟ سؤالی که می‌توان ۲ راه حل پیش روی آن قرار داد:

۱. اولین پاسخی که باید به این سؤال داد این است که نباید نگاه به مذاکرات را به عنوان تنها راه‌حل مشکلات داخلی دانست. حل مشکلات داخلی همان‌طور که بارها تجربه‌شده است بایستی با توجه به ظرفیت‌های موجود و استفاده از نیروهای متعهد و متخصص و به عبارت دیگر مؤمن به انقلاب باشد.

درسی که امام راحل ره به همه ملت آموخت درس توجه به نیروهای مؤمن به انقلاب است. نگاه امام به جوانان کار را به جایی رساند که سرداران رشید امروز که روزگاری جوانان رزمنده‌ای در دانشگاه جبهه بودند – به عنوان تنها یک نمونه می‌توان سردار سرلشگر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را نام برد - امروز بزرگ‌ترین تهدیدات داخلی و خارجی منطقه غرب آسیا را دفع و شر استکبار را به خودشان برمی‌گردانند.

۲. دومین پاسخی که باید به پرسش فوق داد، توجه به مسئله دشمنی دشمنان انقلاب اسلامی است. آمریکا و غرب هیچ‌گاه خیر ملت مسلمان ایران را نخواسته و بلعکس در یک‌صد سال گذشته هر جا زیانی به انقلاب اسلامی ایران وارد شد از سوی همین مدعیان دروغین بشریت بوده است.

نگاه مقاومت نگاهی است که رهبری معظم انقلاب آن را دنبال می‌کند و از تیم مذاکره‌کننده انتظار دارد تا بدین‌وسیله بعضی از تحلیل گران داخلی این برداشت را نکنند که مذاکره با غرب یعنی پاک شدن تمامی جرم استکبار و استعمار گران.

مقاومت و ایستادگی و دشمن شمردن دشمن هیچ‌گاه قابل چشم‌پوشی نیست و در صورت خروج از این نگاه یقیناً آن زمان به کشور صدمات مبتلا می‌شود که غیرت هیچ مسلمانی اجازه نمی‌دهد. در واقع تیم مذاکره‌کننده سربازان انقلاب اسلامی در برابر دشمنی ددمنش و جنایتکاری هستند که تنها راه قابل فهمشان مقاومت و ایستادگی است.



:: بازدید از این مطلب : 1240
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : moezeh
ت : پنج‌شنبه 14 اسفند 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
[Comment_Author] در تاریخ : [Comment_Date] - - گفته است :
[Comment_Content]