عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
اين فرموده امام علي (ع)  را در نهج البلاغه درباره ابوبكر چگونه بايد توجيه كرد: او پاك و با عيب اندكي از دنيا رفت. طاعت الهي را به‌جا آورد و به‌گونه شايسته، تقواي الهي را رعايت كرد.[1]
 
پاسخ:
اين سخن با جمله «لله بلاء الفلان» آغاز شده و امام چنين فرموده است:
خدا او را در آنچه آزمايش كرد پاداش خير دهد كه كجي‏ها را راست و بيماري‏ها را درمان و سنّت پيامبر (ص) را به پاداشت و فتنه‏ها را پشت سر گذاشت. با دامن پاك و عيبي اندك درگذشت. به نيكي‏هاي دنيا رسيده و از بدي‏هاي آن رهايي يافت. وظائف خود نسبت به پروردگارش را انجام داد و چنان‌كه بايد از كيفر الهي مي‏ترسيد. خود رفت و مردم را پراكنده بر جاي گذاشت كه نه گمراه، راه خويش شناخت و نه هدايت شده به يقين رسيد.
شارحان «نهج‌البلاغه» در بيان مقصود از «فلان» سخنان گوناگوني گفته‌اند:
الف) «قطب‌الدين راوندي» مي­گويد: «حضرت در مقام ستايش برخي از بزرگان اصحاب خود است كه پس از رسول خدا (ص) به فتنه‌آلوده نشدند»؛
ب) «ابن ابي‌الحديد» مي­گويد: «مقصود عمر بن‌الخطاب است»[2]؛
ج) «طبري» مي­گويد:
اين جمله­ها سخنان دختر «ابي‌خثيمه» نوحه­گر مدينه است نه علي بن ابي‌طالب (ع) . هنگامي‌كه عمر درگذشت دختر ابي‌خثيمه اين جمله­ها را در رثاي وي گفت و گريست. «مغيره» مي‌گويد: «هنگامي‌كه عمر را به خاك سپردند به خانه علي (ع)  آمدم تا از او درباره عمر چيزي بشنوم. علي (ع) از خانه بيرون آمد در حالي‌كه غسل كرده و آب غسل را از سر و روي خود مي‌‌گرفت فرمود: خدا ابن خطاب را رحمت كند».[3]دختر ابي‌خثيمه راست گفت: او خير خلافت را با خود برد و از شر آن نجات يافت. به خدا قسم اين گفتار مال او نيست بلكه به او گفته‌­اند كه اينها را بگويد و مقصود از شر خلافت اوضاع ناگوار است كه در دوران عثمان پيدا شد.
د) «ابن‌شبه» از «عبدالله بن‌مالك» نقل مي­كند كه ما با علي (ع)  از دفن عمر بازگشتيم و امام به خانه رفت و غسل كرد؛ سپس از خانه بيرون آمد و اندكي سكوت كرد. سپس گفت: خدا به نوحه‌گر عمر خير دهد كه گفت: «واعمراه! اقام الاود، واعمراه! ذهب نقي الثوب. قليل العيب».[4]به خدا قسم او از اين جمله‌­ها خبر نداشت بلكه به او آموختند كه چنين بگويد.
با توجه به سخنان بالا مي‌توان گفت مرجع سخن (ضماير) در كلمات امام علي (ع)  مشخص نيست و بر پايه نقل طبري و ابن‌شبه اين جمله­ها ساخته و پرداخته رجال سياسي بوده است كه آنها به نوحه­گر آموخته بودند تا درباره مرگ عمر چنين بگويد.
 
 
مراجعه شود: شكست اوهام، ص 233.
 

[1]. نهج البلاغه، خطبه 228.
[2]. شرح نهج البلاغه، ج 12، ص164.
[3]. تاريخ طبري، ج 3، ص285؛ شرح نهج البلاغه، ج 12، ص5؛ البداية و النهايه، ج 7، ص158.
[4]. تاريخ مدينة المنوره، ج 3، ص941؛ الفايق في غريب الحديث، جارالله زمخشري، ج 1، ص 59.



:: بازدید از این مطلب : 1511
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : moezeh
ت : دوشنبه 09 تیر 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
[Comment_Author] در تاریخ : [Comment_Date] - - گفته است :
[Comment_Content]