عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :
دانستنی هایی درباره نبی رحمت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و رحلتشان(2)

شمه ای از سیره پیامبر اعظم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم

درباره سیره رسول گرامی اسلام ص چنین نقل کرده‏اند که آن حضرت، همواره با اهل خانه خود در کارهای خانه شرکت می‏کرد، گوسفندان را می‏دوشید، جامه و کفش خود را می‏دوخت، با خادمش گندم آسیاب می‏کرد و خمیر می‏نمود، و همواره با نیازمندان هم نشینی می‏نمود و با آن‏ها غذا می‏خورد.

دانستنی هایی درباره نبی رحمت صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم و رحلتشان(2)

شمه ای از سیره پیامبر اعظم صلی‏ الله‏ علیه‏ و‏آله وسلم

درباره سیره رسول گرامی اسلام ص چنین نقل کرده‏اند که آن حضرت، همواره با اهل خانه خود در کارهای خانه شرکت می‏کرد، گوسفندان را می‏دوشید، جامه و کفش خود را می‏دوخت، با خادمش گندم آسیاب می‏کرد و خمیر می‏نمود، و همواره با نیازمندان هم نشینی می‏نمود و با آن‏ها غذا می‏خورد.
صورت ظاهری آن حضرت با دیگر مردمان تفاوتی نداشت و از این رو، وقتی در جمعی می‏نشست، گاه کسی می‏آمد و می‏پرسید: کدام یک از شما محمد ص هستید؟! آن گاه اصحاب، پیامبر خدا را به او نشان می‏دادند. آری، آن چه پیامبر خدا ص را از دیگران متمایز می‏کرد، همان روح بلند، لطیف و ملکوتی ایشان بود، نه وضعیت ظاهری شان.

اهمیت کار و تلاش

در سیره پیامبر اکرم ص فعالیت‏های اقتصادی افراد، ارزش بالایی داشت. آن حضرت، کارگران و تولیدگنندگان عرصه اقتصادی را چنان تشویق می‏کرد که در طول تاریخ جوامع بشری، هیچ فرقه و مذهبی چنین جایگاهی برای این گروه قائل نشده است. انس بن مالک می‏گوید: هنگامی که پیامبر خدا ص از جنگ تبوک برمی‏گشت، سعد انصاری، یکی از کارگران مدینه به استقبال آن حضرت آمد. وقتی رسول اللّه‏ ص با او دست داد، لمس دست‏های زِبْر و خشن مرد انصاری، حضرت را تحت تأثیر قرار داد. برای همین، از او پرسید: چرا دست‏های تو این چنین خشن می‏باشد؟! عرضه داشت: یا رسول اللّه‏، این خشونت و زبری، بر اثر کار با بیل و طناب است که به وسیله آن‏ها، مخارج خود و خانواده‏ام را تأمین کنم. پس پیامبر خدا ص دست او را بوسیده و فرمودند: «این دستی است که آتش جهنم آن را لمس نخواهد کرد».

نرمی در عین صلابت

رسول گرامی اسلام ص همواره در مسایل شخصی و مربوط به خود آن حضرت، ملایم و با گذشت بود؛ ولی در مسایل عمومی و حریم قانون، دیگر گذشت و ملایمت نمی‏نمود. برای مثال، پس از فتح مکه و پیروزی بر قریش رسول خدا ص ، تمام بدی‏هایی را که قریش در طول بیست سال درباره او مرتکب شده بودند، نادیده گرفت و همه را یک‏جا بخشید و حتی توبه وحشی، قاتل حمزه، عموی گرامی خویش را پذیرفت؛ ولی در همان فتح مکه، وقتی زنی به نام بنی مخزوم، مرتکب سرقت شد و جرمش محرز گردید، رسول خداص بدون ملاحظه اشرافی بودن خاندان او، دستور داد حکم خدا درباره آن زن اجرا شود و فرمودند: «چه جای شفاعت؟ مگر قانون خدا را می‏توان به خاطر افراد تعطیل کرد؟»

پیامبر خدا ص در کنار مردم

هنگامی که مسجد قبا، نخستین مسجد در تاریخ اسلام ساخته می‏شد، حضرت خاتم الانبیا ص هم دوش مسلمانان کار می‏کرد. آن حضرت سنگ‏های کوچک و بزرگ را برمی‏داشت و آن‏ها را بغل می‏نمود و حمل می‏کرد، به طوری که گرد و خاک سنگ‏ها بر لباس حضرت می‏نشست. گاهی مردی از اصحاب به نزد ایشان می‏آمد و التماس می‏کرد که: یا رسول اللّه‏، پدر و مادرم فدای تو باد! اجازه بده سنگ را من بردارم و به جای شما کار کنم، رسول خدا ص می‏فرمودند: «نه، تو هم سنگ دیگری بردار» و بدین شکل، همواره در فعالیت‏های اجتماعی و عبادی، دوشادوش مردم تلاش و کوشش می‏کرد و هیچ گاه از جامعه و مردم به دور نبود.

معاشرت پیامبر خدا ص

پیامبر خدا ص در هم نشینی با مردم، بسیار مهربان و گشاده رو بودند و در سلام کردن، بر همگان حتی کودکان و بردگان پیشی می‏گرفتند. ایشان پای خود را در مقابل هیچ کس دراز نمی‏کردند و در حضور کسی، به جایی تکیه نمی‏زدند و غالبا دو زانو می‏نشستند. در مجالس دائره‏وار می‏نشستند تا مجلس بالا و پایین نداشته باشد و همه جایگاه مساوی داشته باشند. از اصحاب و یارانشان دلجویی می‏نمودند و اگرسه روز یکی از اصحابشان را نمی‏دیدند، سراغش را می‏گرفتند، اگر مریض بود از او عیادت می‏کردند و اگر گرفتاری داشت، به کمکش می‏شتافتند. در مجالس، نگاه‏های خویش را در میان جمع تقسیم می‏کردند. از این که بنشینند و دیگران خدمت کنند، تنفّر داشتند و از جا برمی‏خاستند و در کارها شرکت می‏کردند و همواره می‏گفتند: «خداوند کراهت دارد بنده‏ای را ببیند که برای خود نسبت به دیگران امتیازی قایل شده است».

آداب غذا خوردن

«عمربن ابی سلمه» می‏گوید: به خدمت رسول خدا ص  شرفیاب شدم و نزد او غذایی حاضر بود، فرمودند: «پسرم جلو بیا و بسم اللّه‏ بگو و با دست راست غذا بخور و همیشه از قسمتی که در طرف تو قرار دارد بخور». «ابوسعید خدری» نیز که یکی دیگر از اصحاب آن حضرت است می‏گوید: رسول گرامی اسلام ص پس از صرف غذا می‏فرمودند: «ستایش خدای را که به ما خورانید و نوشانید». هم چنین در فرمایشی از رسول خدا ص آمده است: «خداوند متعال از بنده‏ای راضی است که غذایی بخورد یا آبی بنوشد و در پی آن، او را سپاس کند و ستایش گوید».

اهمیت نماز

بعضی از زنان پیامبر خدا ص درباره اهتمام حضرت به نماز، می‏گویند: ما با پیامبر خدا ص سخن می‏گفتیم و ایشان با ما سخن می‏گفتند. اما هنگامی که وقت نماز فرا می‏رسید، به یک‏باره حالت پیغمبر عوض می‏شد و رنگ از رخساره‏شان می‏پرید و گویی او ما را نمی‏شناخت و ما او را نمی‏شناختیم و می‏فرمودند: «هنگام ادای امانت الهی فرا رسید».

عبادت و نیایش پیامبر ص

امام سجاد علیه‏السلام درباره عبادت جد بزرگوارشان رسول گرامی اسلام ص چنین می‏فرماید: جد من رسول خدا ص با آن که خداوند گذشته و آینده او را بخشوده و آمرزیده بود، کوشش و تلاش بسیاری در انجام عبادات داشت، تا آن جا که ساق و قدم مبارکش ورم کرد. برخی به ایشان گفتند: یا رسول اللّه‏، آیا این طور عمل می‏کنی، در حالی که خداوند گذشته و آینده ات را آمرزیده است؟! آن حضرت در پاسخ آنها فرمودند: «آیا بنده شاکر و سپاس گزار خدا نباشم».
امام حسین علیه‏السلام نیز می‏فرمایند: «رسول خداص در هنگام نیایش و دعا، دست‏های خود را همچون مستمندی که غذا می‏طلبد، بالا می‏برد».

اهمیت تعلیم و تربیت

روزی از روزها رسول خدا ص  وارد مسجد گردید، چشمش به دو اجتماع افتاد که یکی از آن‏ها مشغول عبادت و ذکر خدا بودند و اجتماع دیگر به تعلیم و تعلم می‏پرداختند. حضرت از دیدن این دو اجتماع، مسرور و خرسند شدند و به همراهانشان فرمودند: «هر دو اجتماع، کار نیک نموده و بر خیر و سعادت هستند؛ لکن من برای دانا کردن مردم فرستاده شده‏ام». پس آن حضرت به اجتماعی که به تعلیم و تعلّم مشغول بودند، نزدیک شد و در حلقه آنان نشست.

دیوانه واقعی

امیرمؤمنان علیه‏السلام می‏فرماید: روزی با رسول خدا ص از کنار جمعی می‏گذشتیم، پیامبر پرسید: شمابرای چه گرد هم جمع شده‏اید؟! عرض کردند: یا رسول اللّه‏، مرد دیوانه‏ای این‏جاست که ما برای دیدن او این جا گرد آمده‏ایم. پیامبر فرمودند: این دیوانه نیست، بلکه بیمار است، آن‏گاه فرمودند: دوست دارید دیوانه واقعی را بشناسید؟ عرض کردند: آری، یا رسول‏اللّه‏. پیامبر اسلام ص فرمودند: «دیوانه آن است که از روی تکبر و غرور راه می‏رود و با گوشه چشمش نگاه می‏کند و شانه‏های خود را از سر بزرگی تکان می‏دهد و با آن که گناه خدا را انجام می‏دهد، آرزوی بهشت دارد. مردم از شرّش آسوده نیستند و به خیرش امیدی نیست. آری، دیوانه واقعی چنین فردی است، نه این مرد که بیمار و گرفتار است».

زنی که نصف اجر شهید را دارد

چنین نقل شده است که مردی به حضور پیامبر خدا ص شرفیاب شد و عرض کرد: یا رسول اللّه‏، زنی دارم که هر وقت می‏خواهم از منزل بیرون روم، مرا بدرقه می‏کند و هر وقت می‏خواهم وارد منزل شوم، به استقبالم می‏آید. هر گاه غمگین باشم، به من می‏گوید: اگر غم تو برای دنیا یا مال دنیاست که خداوند روزی دهنده بندگان است و اگر غم تو برای امر آخرت است، خداوند غم تو را برای آخرت زیاد کند تا از آتش جهنم خلاص شوی.
در این هنگام پیامبر خدا ص  فرمودند: «خداوند متعال کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران خداوند است و برای او نصف اجر شهید است».

نگرانی رسول خدا ص

یکی از نگرانی‏های مهم رسول گرامی اسلام ص راجع به امت خویش، پیروی از هوای نفس و در سر پروراندن آرزوهای دور و دراز بود. حضرت در موارد متعدد، این مهم را به مردم گوشزد می‏نمود؛ چرا که نتیجه طبیعی این دو بیماری اخلاقی، دور شدن از حق و فراموش کردن قیامت است و همین برای سقوط یک فرد یا یک امت کافی است. پیامبر اکرم ص در این باره می‏فرماید: «آن چه بیش از هر چیز بر شما بیم دارم، پیروی از هوای نفس و آرزوی دراز است؛ هواپرستی [آدمی را] از حق باز می‏دارد و آرزوی دراز، آخرت را از یاد انسان می‏برد».

برحذر بودن از منافقان

نفاق، هم زبانی و همراهی دروغین افرادی با امت اسلام است که در دل هیچ عقیده‏ای به مبانی اسلامی نداشته و با زبان بازی ظاهری، خود را در داخل نیروهای خودی جا می‏دهند تا از پشت ضربه زنند. رسول گرامی اسلام ص که خود در دوران حکومت خویش به شدت با پدیده منافقین مواجه بود، بارها به مسلمانان هشدار می‏داد که خود را از خطر منافقین ایمن ندانند. آن حضرت دراین باره می‏فرماید: «از منافق شیرین‏زبان بر شما بیمناکم که حرف‏هایش برایتان آشناست، ولی عمل و رفتارش به گونه‏ای است که آن را نمی‏شناسید».

اهمیت حقوق همسایگان

امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: مردی از انصار نزد رسول اکرم ص آمد و عرض کرد: خانه‏ای خریده‏ام و نزدیک‏ترین همسایه‏ام کسی است که به خیرش امیدی ندارم و از شرش هم مصون نیستم. پس رسول خدا ص به امیرمؤمنان علیه‏السلام و ابوذر فرمود که در مسجد فریاد بزنید: «کسی که همسایه او از شرش در امان نیست، ایمان ندارد». پس سه بار این مطلب را گفتند و بعد از آن، رسول خدا ص با دست مبارک خود اشاره کردند و فرمودند: «تا چهل خانه از پس و پیش و راست و چپ، همسایه محسوب می‏شود».

بوسیدن کودکان

پدری که کودکش را می‏بوسد، بدین وسیله به او اظهار علاقه می‏کند و به کودکش احساس آرامش، امید و شادمانی می‏دهد. ابن عباس یکی از یاران رسول خدا ص می‏گوید: «من نزد پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم بودم که بر زانوی چپ خود، فرزندش ابراهیم را نشانده بود و بر زانوی راست، حسین علیه‏السلام را. آن حضرت گاه حسین را می‏بوسید و گاهی ابراهیم را و این گونه به آن‏ها ابراز علاقه می‏کرد». هم چنین نقل شده است که روزی مردی نزد پیامبر خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم آمد و گفت: ده فرزند دارم که تا کنون هیچ یک از ایشان را نبوسیده‏ام. همین که او از نزد رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله وسلم دور شد، آن حضرت فرمودند: «این مرد از نظر من از دوزخیان است».

دوری از آرزوهای بلند

رسول گرامی اسلام ص به یکی از اصحاب خویش به نام ابن مسعود چنین فرمودند: «ابن مسعود، بترس از روزی که نامه اعمال مردم منتشر می‏شود؛ که در آن هنگام خلافکاران رسوا خواهند شد. خداوند متعال درباره آن روز می‏فرمایند: و ما ترازوهای عدل را برای روز قیامت قرار خواهیم داد و در آن روز، هر کس پاداش عمل خویش را می‏برد و به هیچ کس ظلم و ستمی نمی‏شود. آن گاه در ادامه به ابن مسعود فرمودند: «خود را به درهم و دینار و شهوات و لذت‏های دنیا و آرزوهای دراز مشغول نکن».

چهار سؤال اساسی

پیامبر اکرم ص فرمودند: «در روز قیامت، انسان قدم از قدم برنمی دارد تا به چهار سؤال پاسخ دهد: از عمرش که آن را در چه راهی گذرانده، و از مالش که از کجا فراهم آورده و در کجا صرف کرده، از علمش که چگونه به آن عمل کرده و از محبت و دوستی ما اهل‏بیت».

حفظ زبان

نقل شده است که مردی به خدمت پیامبر خدا ص آمد و عرض کرد؟ یا رسول اللّه‏، مرا نصیحت کن. حضرت فرمودند: زبانت را نگهدار. دوباره گفت: یا رسول اللّه‏، مرا نصیحت کن، رسول خدا ص فرمودند: زبانت را نگهدار، مرد درخواست خود را برای سومین بار بیان کرد و باز همان جواب را از پیامبر شنید، آن گاه آن حضرت فرمودند: «وای بر تو! آیا مردم را چیزی جز گفتارهای ناشایست آنان به صورت در آتش می‏اندازد؟!».

پند پیامبر ص به ابوذر

روزی از روزها، پیامبر خدا ص به ابوذر غفاری که یکی از نزدیک‏ترین یارانش بود، چنین فرمودند: «محبت مال و جاه دنیا، بیشتر به دین انسان آسیب می‏رساند، از دو گرگ گرسنه‏ای که شب هنگام در رمه‏ای وارد شوند و تا صبح غارت کنند. قطعا این دو گرگ چیزی از گوسفندان را باقی نخواهند گذاشت. محبت مال و جاه نیز دو گرگی هستند که در شب تار غفلت و جهالت، انسان را چنین غارت می‏کنند و هنگامی که پرده‏های غفلت کنار رود، آدمی از خواب غفلت بیدار می‏شود و خواهد فهمید که این دو چه ضررهایی به دین او رسانده‏اند».

ثواب نشستن در مسجد

رسول خدا ص به ابوذر فرمودند: «ای ابوذر، تا وقتی که در مسجد نشسته‏ای، خداوند در هر نفس کشیدنت یک درجه در بهشت به تو عطا می‏کند و ملائکه بر تو درود می‏فرستند و با هر نفس که می‏کشی، دو حسنه برای تو نوشته می‏شود و ده بدی از نامه عملت پاک می‏گردد».

بدترین مردم

رسول خدا ص فرمودند: «هر که دوست دارد عزیزترین مردم باشد، باید از خدا بترسد، و هر که دوست دارد قوی‏ترین مردم باشد، باید بر خدا توکل کند، و هر که دوست دارد توانگرترین مردم باشد، باید به آن چه در دست خداست، مطمئن‏تر باشد از آن چه در دست خود اوست». آن گاه پیامبر در ادامه فرمودند: آیا شما را به بدترین مردم خبر ندهم؟ گفتند: آری ای رسول خدا ص  . حضرت فرمودند: «کسی که به دیگران چیزی نمی‏دهد و بنده‏اش را تازیانه بزند». آن گاه فرمودند: آیا شما را به بدتر از این آگاه کنم؟ گفتند: آری. پیامبر فرمودند: «کسی که لغزش را قبول نمی‏کند و معذرت را نمی‏پذیرد». سپس فرمودند: آیا شما را به بدتر از این خبر ندهم؟ گفتند: آری. فرمودند: «کسی که امید خیرش نمی‏رود و از شرش ایمن نیستند». سپس فرمودند: آیا شما را به بدتر از این آگاه نگردانم؟! گفتند: آری. حضرت فرمودند: «آن که مردم را دشمن می‏دارد و مردم هم او را دشمن می‏دارند».

سفارش درباره ثقلین

پیامبر خدا ص در آخرین روزهای حیات پربرکت خود، با وجود بیماری شدید، در حالی که دستی بر شانه علی علیه‏السلام گذاشته بودند، به مسجد رفتند و برای آخرین بار سفارش‏هایی به مردم کردند. در بخشی از سخنان آن حضرت چنین آمده است: «ای مردم، من دو امانت گران‏بها در میان شما قرار می‏دهم و این دو هرگز از هم جدا نخواهند شد تا روز قیامت در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. این دو امانت گران‏بها، یکی قرآن است و دیگری اهل‏بیت و عترت من؛ از آن‏ها پیشی نگیرید که دچار پراکندگی می‏شوید و از آن‏ها کوتاهی نکنید که به هلاکت می‏افتید و به آن‏ها نیاموزید که ایشان از شما داناترند».کامرانی راد
منابع:
1.ماهنامه گلبرگ،ش2
2.ماهنامه گلبرگ،ش29(میرصادق سیدنژاد)
3.ماهنامه گلبرگ،ش49 (منیره زارعان)
4.ماهنامه گلبرگ،ش61 (حمزه کریم خانی)
5.ماهنامه گلبرگ،ش73 (مهدی خوئی )
6.ماهنامه گلبرگ،ش96 (محمدكاظم بدرالدين)
7. ماهنامه نسل فردا
8. www. Rasoolnoor.com
9. www.nabiaazam.com
10. www.payambaraazam.ir


:: بازدید از این مطلب : 1449
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : moezeh
ت : شنبه 29 آذر 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
[Comment_Author] در تاریخ : [Comment_Date] - - گفته است :
[Comment_Content]