عضو شوید



:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری :
رمز عبور :
موبایل :
ایمیل :
نام اصلی :

پرداخت قرض سنگين‏

 http://zar.ir/Media/Image/News/2011/9/5207_634509843352633750_l.jpg

ابومحمّد غفارى مى‏گويد: قرض سنگينى بر عهده داشتم، نزد خود گفتم: راهى براى ادايش جز كمك جستن از سيد و مولايم ابوالحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام ندارم، هنگام صبح به خانه حضرت آمدم و اذن ورود خواستم،



پرداخت قرض سنگين‏

 http://zar.ir/Media/Image/News/2011/9/5207_634509843352633750_l.jpg

ابومحمّد غفارى مى‏گويد: قرض سنگينى بر عهده داشتم، نزد خود گفتم: راهى براى ادايش جز كمك جستن از سيد و مولايم ابوالحسن على بن موسى الرضا عليهما السلام ندارم، هنگام صبح به خانه حضرت آمدم و اذن ورود خواستم، به من اذن داد؛ وقتى وارد شدم به من گفت: اى ابا محمّد! حاجتت را مى‏دانم، اداى دين تو بر عهده ماست.چون شب شد غذايى براى خوردن آوردند و ما غذا خورديم، حضرت فرمود: شب را نزد ما بيتوته مى‏كنى يا مى‏روى؟ گفتم: سرور من! اگر حاجتم‏ را روا كنى رفتن برايم بهتر است، آن حضرت، مشتى پول برداشت و به من داد.از نزد حضرت رفتم و به چراغ نزديك شدم، ناگاه دينارهاى سرخ و زرد ديدم، اول دينارى كه در دستم قرار گرفت و نقشش را ديدم گويا روى آن نوشته شده بود: اى ابا محمّد! دينارها پنجاه عدد است، بيست و شش دينار براى اداى دين و بيست و چهار دينار ديگر براى هزينه خانواده‏ات.صبح روز بعد وقتى در دينارها دقت كردم آن دينار را نديدم و از مجموعه پنجاه دينار هم چيزى كم نشده بود.

 

 

منبع - عيون أخبار الرضا: 2/ 218، حديث 29؛ بحار الأنوار: 49/ 38، باب 3، حديث 22.



:: بازدید از این مطلب : 1212
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : moezeh
ت : پنج‌شنبه 27 شهریور 1393
مطالب مرتبط با این پست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

[Comment_Avator]
[Comment_Author] در تاریخ : [Comment_Date] - - گفته است :
[Comment_Content]